خرید بک لینک
بسم رب الرفیقخانم جلویی پیاده شد و حالا فقط من موندم روی صندلی عقب، و راننده؛ ترافیک سنگین شده و ماشین ها به کندی حرکت میکنند. راننده با صدایی بم و بیس دار شروع به حرف زدن می کنه: «من تعجب می کنم از ا

برچسب: نویسنده: باران صادقی تاريخ: پنجشنبه 4 مهر 1398 ساعت: 17:06

بسم رب الرفیق




لطف خدا

حافظ.

برچسب: نویسنده: باران صادقی تاريخ: پنجشنبه 4 مهر 1398 ساعت: 17:06

بسم رب الرفیق




امیرحسین خیلی سال پیش می گفت که هروقت میاد پیشتون، شما رو مادر صدا میکنه! یادمه چقدر اون موقع به این صمیمیت قبطه خوردم. خوش به حال امیرحسین. خوش به حال همه پسرهای شما...



پ.ن
حتما اگر امشب بودی کلی خوشحال بودیم. حتما میلاد عمه جانمان بهانه ای میشد برای بیشتر دوست داشتنت. حتما..بگذریم.

خواهر عزیزتر از جان! فقط ای کاش بودی...

برچسب: نویسنده: باران صادقی تاريخ: پنجشنبه 4 مهر 1398 ساعت: 17:06

بسم رب الرفیق

کاش که کودکی لحظه ای کوتاه لبخند بر لبش آمده باشد، و لبی به ذکر شما باز شده باشد؛ همین.
عیدی ما بود که در هوای شما نفس بکشیم و چه خوب میزبانی و چه خوب مولایی..
الحمدالله الذی جعلنا من المتمسکین بولایه امیرالمومنین و الائمه المعصومین علیهم السلام.


+
غدیر 1440.

برچسب: نویسنده: باران صادقی تاريخ: پنجشنبه 4 مهر 1398 ساعت: 17:06

بسم رب الرفیق تکلیف دل سیاه شده ی ما را دل امیدوار ما مشخص میکند!+حالِ ما شده مداومت بر طیّ مسیر بین "اتَّبَعْتُ فِیهِ هَوَى نَفْسِی" و "مُعْتَذِراً نَادِماً مُنْکَسِراً مُسْتَقِیلاً مُسْتَغْفِراً مُن

برچسب: نویسنده: باران صادقی تاريخ: پنجشنبه 4 مهر 1398 ساعت: 17:06

بسم رب الرفیقدختر اشک هایش سرازیر شد._ در آن زمان شما هستید؟_ نه فاطمه جان!_ پدرش علی چه؟ هست؟_ نه فاطمه جان!_ من؟!_ نه فاطمه جان!دختر گریه اش شدت گرفت._ پس چه کسی برای حسین من عزاداری کند؟؟_ بعدها ام

برچسب: نویسنده: باران صادقی تاريخ: پنجشنبه 4 مهر 1398 ساعت: 17:06

بسم رب الرفیقبهترین ایام هفته جمعه است و جمعه متعلق به شما.+امروز داشتند مدرسه رو آب و جارو میکردند. جشن شکوفه ها در پیش بود. یاد "نقش فرزندان در تربیت پدر و مادر" افتادم. متن زیر پستِ دوستِ نادیده ی

برچسب: نویسنده: باران صادقی تاريخ: پنجشنبه 4 مهر 1398 ساعت: 17:06

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

برچسب: نویسنده: باران صادقی تاريخ: پنجشنبه 4 مهر 1398 ساعت: 17:06

بسم رب الرفیق

گفتی که رفته رفته چو عمر آیمت به سر
عمرم ز دیر آمدنت رفته رفته رفت...

محتشم کاشانی


پ.ن
#موقت_مثل_دنیا

برچسب: نویسنده: باران صادقی تاريخ: پنجشنبه 4 مهر 1398 ساعت: 17:06

بسم رب الرفیق امام باقر علیهالسلام فرمودند:«وقتی لحظات شهادت پدرم امام سجاد علیهالسلام نزدیک شد، مرا در آغوش گرفت و فرمود:ای نور دیده، پسرم! تو را به همان چیزی وصیت میکنم که پدرم سیدالشهداء علیهال

برچسب: نویسنده: باران صادقی تاريخ: پنجشنبه 4 مهر 1398 ساعت: 17:06

صفحه بندی